واژه های پارسی در زبان آلمانی
- رشته تحصیلی
- مترجمی زبان آلمانی
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- محل دفاع
- کتابخانه دانشکده زبانها و ادبیات خارجی شماره ثبت: 1376/2;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 44675
- تاریخ دفاع
- ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
- دانشجو
- سارا رحمانی
- استاد راهنما
- محمدحسین حدادی
- چکیده
- چکیده زبان¬های پارسی و آلمانی از دیدگاه تبارشناسی به خانواده¬ی زبان¬های آریایی تعلق داشته و ازین¬رو با یکدیگر خویشاوندند. گرچه امروزه چنین امری برای ما مسلم است، کشف آغازین آن به پژوهش¬های بی¬وقفه¬ی زبان¬شناسان (به ویژه آلمانی) در سده¬ی ?? میلادی و در زمینه¬ی زبان¬شناسی تاریخی باز¬می¬گردد. صرف¬نظر از واژگان پایه¬ای هر دو زبان که به واسطه¬ی داشتن نیایی مشترک از اعصار کهن در این زبان¬ها برجا مانده¬اند، واژه¬هایی در زبان آلمانی یافت می¬شوند که به واژه¬های پارسی شباهت بسیار داشته و به دلیل فرآیند «وام¬گیری» بدین زبان راه یافته¬اند. این واژه¬ها که خاستگاهی پارسی دارند، در طول سده¬ها و هزاره¬ها به دلایل گوناگون از جمله برخوردهای زبانی و فرهنگی وارد زبان آلمانی شده¬اند. البته «وام¬گیری» تنها در سطح واژه¬ها رخ نمی¬دهد و حیطه¬ی گسترده¬تری متشکل از وام¬واژه و وام¬گیری عناصر واژگانی مانند نشانه¬ها و مفاهیم را نیز دربرمی¬گیرد. بدیهی است که بررسی تمام جنبه¬های «وام¬گیری» از جمله ترجمه¬ی وامی و مفاهیم به وام گرفته شده، در چارچوب چنین پژوهشی نگنجیده و کاری بزرگ و همه¬جانبه را در مقاطع بالاتر علمی می¬طلبد. ازین¬رو با اشاره¬ای کوتاه به دیگر زمینه¬های وام¬گیری، بر روی هسته¬ی اصلی این پژوهش و رایج¬ترین گونه¬ی وام¬گیری که همانا وام¬گیری در سطح واژه¬هاست، متمرکز شده و با انواع-، اَشکال-، دلایل وام¬گیری، دگرگونی واجی و معنایی واژه¬ها و نیز ریشه¬یابی آن¬ها آشنا خواهیم شد. شایان ذکر است که به واسطه¬ی این مطالعات حقایق زیادی بر ما آشکار خواهند شد، هم¬چون تأثیر-پذیری شدید واجی و معنایی برخی از وام¬واژه¬های پارسی که از طریق زبان¬های لاتین و عربی به آلمانی راه یافته¬اند، هم¬چنین تفکیک¬ناپذیری برخی از ¬واژه¬های کهن آغازین، با وام¬واژه¬های باستانی که جزو میراث واژگان هر دو زبان نبوده و در سده¬ها¬ی دوردست از نیای پارسی کنونی به آلمانی راه یافته¬اند. این پژوهش تلاشی برای نمایاندن ریشه¬های واقعی این واژه¬ها و به چالش کشیدن برخی نوشته¬های نادرست پیشین می¬باشد.
- Abstract
- Die unbestreitbare Tatsache, dass das Deutsche und Persische genealogisch gesehen der arischen Sprachgruppe angeh?ren und daher miteinander verwandt sind, ist uns l?ngst, d. h. seit dem 19. Jahrhundert und dank der historischen Forschungen deutscher Sprachwissenschaftler wie Bopp, Dorn, Pott und Schleicher bekannt. Aber abgesehen von dem Grundwortschatz bzw. von Erbw?rtern beider Sprachen, sieht man im Deutschen einige dem Persischen ?hnliche W?rter, die nicht infolge der Verwandtschaft, sondern des Lehnprozesses enstanden. Sie sind persische Lehnw?rter, die über Jahrhunderte hinweg und aufgrund der vielseitigen, beispielsweise sprachlichen und kulturellen Berührungen ins Deutsche gelangten. Freilich beschr?nkt sich das Thema „Lehngut“ nicht mit der lexikalischen Ebene und umfasst einen noch gr??eren Umfang, bestehend aus Lehnwort und Lehnpr?gung, mit anderen Worten, die integrierten W?rter, Zeichen und Begriffe von der Geber- in die Nehmersprache. So l?sst sich Lehnpr?gung ihrerseits in Lehnbildung (Lehnsch?pfung, Lehnübertragung, Lehnübersetzung), Lehnwendung, Lehnbedeutung und Lehnsyntax klassifizieren. Im Mittelpunkt der vorliegenden Arbeit steht die Lehnwortforschung, die üblichste Form der Entlehnung aus dem Persischen ins Deutsche, wobei die verschiedenen Formen, Arten und Gründe dieser Entlehnung, sowie Herkunftslehre, Varianten und sprachlicher Wandel dieser Lehnw?rter n?her befragt werden. Das Ergebnis ist, dass manche dieser W?rter, phonologisch oder semantisch gesehen, sehr stark von den Vermittlersprachen wie Latein, Arabisch oder Türkisch gepr?gt wurden, und dass die archaischen Erb- und Lehnw?rter nicht klar abzugrenzen sind. Das Gesamtvokabular des Persischen im Deutschen, das aufgrund des Lehnprozesses und nicht etwa der genetischen Verwandtschaft zustande gekommen ist, umfasst mehr als 200 W?rter, worauf man zumindest bis heute nicht zu viel Acht gegeben hatte. Einige von diesen sind sogar als Lehnw?rter anderer fremdsprachlicher Herkunft wie Arabisch anerkannt.