عنوان پایان‌نامه

تفکیک جنسیتی در زبان نوشتار: تحلیلی بر مفهوم نوشتار زنانه و حضور آن در رمان حباب شیشه اثر سیلویا پلاث و رمان ساعت ها اثر مایکل کانینگهام




    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    کتابخانه دانشکده زبانها و ادبیات خارجی شماره ثبت: 1725/2;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 63297
    تاریخ دفاع
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۲
    دانشجو
    زهرا امینی

    مفهوم نوشتار زنانه، از اولین حضور خود در صحنه ی ادبی تا کنون، متفکران علوم مختلفی چون روانشناسی، فلسفه، زبان شناسی، ادبیات، جامعه شناسی، و مطالعات زنان و فمینیسم را مشغول به خود کرده است. به عنوان یک مسیر نوین در نظریه ی ادبی فمینیستی، این مفهوم میتواند یک تعریف کلی داشته باشد: نگاشتن "زنانگی" روی رسانه ی "زبان" که یک سیستم کاملا مرد محور است، جایی که "زنانگی" شامل هرآن چیزی است که طی نظام مردسالار از "زن" گرفته شده است. این تئوری در مقابل این ایده تشکیل شده که کل نظام منطقی، فلسفی و زبانی غرب از پایه و ریشه مرد-محور است. این عبارت که ابتدا در مقاله ی "خنده ی مدوسا" ی الن سیکسو ابداع شد، حامی آزاد کردن "زنانگی" در متن است، انرژی ای که سابق بر این از زبان و نوشتار حذف شده بود. طبق گفته ی سیکسو تفاوت جنسیتی میتواند و باید در زبان نیز هویدا باشد، به خصوص فورم نوشتاری آن: با این حال نوشتار زنانه فقط مخصوص زنان نیست. این پایان نامه پس از ریشه یابی تئوری نوشتار زنانه در روانشناسی و فلسفه، خوانشی ارائه می کند از رمان شبه-حسب حال "حباب شیشه" اثر سیلویا پلاث که عموما بیانیه ایست علیه سیستم خفگان آور پدرسالار، و رمان "ساعت ها" ی مایکل کانینگهام که توسط خود نویسنده به عنوان خط حاملی بر موسیقی رمان "خانم دالووی" ویرجینیا وولف تعریف شده است. هدف آن است که طی این تحقیق به این نکته برسیم که هردو این رمان ها ویژگی های خاصی از آزاد کردن "زنانگی" از بند و بر روی متن را به نمایش میگذارند، و این امر محیط هر دو رمان ها را برای خوانش نوین "نوشتار زنانه" آماده میسازد. پس از مطالعه ی دو رمان، این پایان نامه اظهار میدارد که هردو نویسندگان زن و مرد قادر به نگارش "زنانگی" هستند، هرچند که تفاوت هایی همچنان موجود است. واژگان کلیدی: نوشتار زنانه، هلن سیکسو، زنانگی، "حباب شیشه"، سیلویا پلاث، "ساعت ها"، مایکل کانینگهام.
    Abstract
    The concept of Ecriture Feminine continues to fascinate thinkers from such diverse fields of knowledge as psychology, philosophy, linguistics, literature, sociology and feminist studies since its first appearance in the literary scene. Considered as a new trajectory of the French feminist literary theory, Ecriture Feminine can be broadly defined as the writing of the “feminine” in the “language” which is a predominantly phallocentric system—and the “feminine” as being comprised of all that has been repressed of the womanly during centuries-old patriarchy. It has been fashioned as an act of defiance and opposition to the idea that all Western logic, philosophy and language are male-centered to their roots. First coined in “The Laugh of the Medusa” by Helene Cixous, the concept of Ecriture Feminine advocates the freeing of “the feminine” onto the text as wildly as it had been ripped off of language and writing prior to this. According to Cixous sexual difference can and must also be manifested in language, specifically in its written form; however the feminine writing is not exclusive to women. After attempting at a detailed tracing of this concept to its philosophical and psychological rudiments, this dissertation will present a reading of Sylvia Plath’s semi-autobiographical novel The Bell Jar which is basically a backlash against the patriarchal suffocating system; and Michael Cunningham’s novel The Hours which has been defined by the author himself as a “riff” on Virginia Woolf’s Mrs. Dalloway. The aim is to put forward the idea that both of these works manifest certain features of the setting free of the feminine into the text, which make them quite apt for an analysis under the fascinating and novel light of Ecriture Feminine. Upon studying certain details of the two complex narratives this study will prove that both male and female writers are capable of transmitting femininity as such but subtle differences still exist. Key words: Ecriture Feminine, Helene Cixous, the feminine, The Bell Jar, Sylvia Plath, The Hours, Michael Cunningham.