عنوان پایان‌نامه

تطور نفس در سه اثر تنسی ویلیامز: تابستان و دود ، خالکوبی گل سرخ ، و شب ایگوانا : خوانشی فوکویی



    دانشجو در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ ، به راهنمایی ، پایان نامه با عنوان "تطور نفس در سه اثر تنسی ویلیامز: تابستان و دود ، خالکوبی گل سرخ ، و شب ایگوانا : خوانشی فوکویی" را دفاع نموده است.


    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    کتابخانه دانشکده زبانها و ادبیات خارجی شماره ثبت: 2/2063;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 79463;کتابخانه دانشکده زبانها و ادبیات خارجی شماره ثبت: 2/2063;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 79463
    تاریخ دفاع
    ۳۱ شهریور ۱۳۹۵

    تحقیق حاضر به رابطه میان سوژه و حقیقت به عنوان محور اصلی خود می پردازد. حقیقتی که توسط منتقدین در این بررسی به آن پرداخته شده، یا مربوط می شود به حقیقت راجع به دنیای پیرامون یا راجع به نفس. چارچوب نظری این تحقیق که توسط نقطه نظرهای میشل فوکو، ریچارد رورتی و کریستوفر لَچ پایه ریزی شده است، شالوده تجزیه و تحلیل های شخصیت های اصلی را در نمایشنامه های شب ایگوانا، تابستان و دود، و خالکوبی گل سرخ تشکیل می دهند. از طریق وارسیِ دیدگاه و نظریات ریچارد رورتی درباره "وابستگی حقیقت" و "وابستگی خود" ، نشان داده شده است که موضع میشل فوکو بیشتر قابل درک می شود. مباحث میشل فوکو درباره یک "خود/نفس وابسته" در رابطه اش با حقیقت، در قلمروی سوبجکتیویته یا در پروسه سوبوجکتیواسیون (انفسی شدن) می گنجد. این رساله قصد دارد نشان دهد با دانشی که توسط یک دوره تاریخی (episteme) پایه ریزی شده، "دانش نفس"ِ سوژه نیز تعیین می شود؛ به این معنا که نحوه وجود فرد و طرز تفکر یا عقایدش با آنچه که دوره تاریخی مبنی بر حقیقت می داند، تعیین می گردد. علاوه براین، رابطه میان سوژه و دیگر افراد، همراه با سوبجکتیویته دیگری، بر طبق نظریات متفکرمان، میشل فوکو، دارای اهمیت بالایی تشخیص داده شده اند. در کنار روابط دیرینی که سوژه ها با ساختارهای حقیقت/ دانش ِفرهنگشان دارند، چنین روابطی فرض می شوند که مشارکت قابل توجهی در تغییر دادن نحوه وجود سوژه داشته باشند. بنابراین، همانطورکه فوکو با بحث هایش راجع به مسائل "وابستگی تاریخ" و نظام های حقیقت استدلال می کند، که وضعیت سوژه و عقاید و تفکراتش وابسته به این هستند که چقدر طول می کشد آن دوره تاریخی بدون تغییر بماند، اگر ساختارها تغییر کنند، پس خودیت تمام افرادی که تحت تسلط آنها نیز بوده اند، تغییر می کنند. همانطور که در بالا ذکر شد، با این وجود، می بینیم که روابط میان افراد نیز نقش بسیارمهمی در تغییر نحوه وجودشان و در نتیجه رفتار و کردارشان دارد. مشکل خودیت، به عنوان یکی از دغدغه های فرد مدرن و پسامدرن به همراه دغدغه عمیقی برای "بقای روانی"، مواردی هستند که منتقد سوم، کریستفر لچ، به آن ها باور دارد و بررسی مفهوم "تطور نفس" را تسهیل می کند، که هدف نهایی این تحقیق است. آنچه که این رساله سعی دارد به نتیجه برساند این است که به دنبال دیدگاه میشل فوکو درباره خودیت، سوبجیکتویته، دانش نفس، و رابطه نفس با ساختارهای حقیقت ِحاکم در بافت های فرهنگی یا تاریخی نمایشنامه هایمان، روابط با سایر افراد نیز، فرد را تحت کنترل نفوذشان قرار می دهند و منجر به "تغییرِ" نحوه وجود شخصیت اصلی می شوند.
    Abstract
    The present study takes the relation between the subject and truth as its main axis. The truth which has been tremendously explored by the critics of this study is related either to the truth about the world around or about one’s own self. The theoretical framework of this study established by Michel Foucault, Richard Rorty, and Christopher Lasch’s viewpoints underlies our analyses of the main characters in The Night of the Iguana, Summer and Smoke, and The Rose Tattoo. Through examining Richard Rorty’s attitude and his theories on “the contingency of truth” and the “contingency of selfhood”, Michel Foucault’s stance is shown to be more discernible. Foucault’s discussions of a “contingent self” in its relation with the truth can be included in the realm of subjectivity or in the process of subjectivization. This thesis intends to show that with the knowledge that has been established by the episteme of any period of time, the subject’s “self-knowledge” is also determined; that is, the individual’s mode of being and his/her way of thinking or beliefs are defined by whatever the episteme holds to be the truth. In addition, the relation between the subject and the other individuals along with the other’s subjectivity is recognized to be of high merit, according to our thinker, Foucault. Aside from the subjects’ long- standing relations to the truth/knowledge structures of their culture, such relations are presumed to make a major contribution to the change in the subject’s mode of being. Therefore, as Foucault contends through his arguments on the “contingency of history” and systems of truth that the subject’s state and his/her very beliefs and thinking is bound to how long the episteme stands the same; if the structures change, so does the selfhood of all the individuals who have been subjected to them. However, we would see that, as mentioned above, the relations between the individuals do play such a pivotal role that would change their mode of being and cause them to transform themselves; the change that occurs to their beliefs and thus their conducts and behavior. The problem of selfhood, as one of the concerns of the modern and postmodern individual along with the deep concern for the “psychic survival” in the modern times are what the third critic, Christopher Lasch, maintains that facilitate the examination of the concept of “self-transformation”, the final target of our research. What this thesis tries to conclude is that following Michel Foucault’s attitude toward selfhood, subjectivity, self-knowledge, and the subject’s relation with the dominating truth structures in the cultural or historical contexts of our plays, the relations with other individuals also subject one to their influence and lead to a “transformation” of the main character’s mode of being. Keywords: Truth - subject - contingency - selfhood – Subjectivization - knowledge structures - self-knowledge - psychic survival - self-transformation