مطالعه مقایسه ای اولویت گذاری عناصر هویت برند از دید طراحان نشان تجاری و مشتریان
- رشته تحصیلی
- مدیریت بازرگانی - بازاریابی
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- محل دفاع
- کتابخانه پردیس قم شماره ثبت: 002000;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 69260
- تاریخ دفاع
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
- چکیده
- در دنیایی که دنیای رقابتی برندهاست، باید از هر فرصتی برای ایجاد جایگاه شرکت یا کالای خود در ذهن مشتریان استفاده کرد، ایجاد یک برند قوی را بارها و بارها به مخاطبان خود انتقال داد و نیازهای مشتریان خود را درک نمود، جاهایی را که مشتریان با کالا یا خدمت ارتباط برقرار می کنند را شناسایی کرد و در نهایت با استفاده از "طراحی هویت برند" آهن رباهایی حسی ساخت تا مشتریان را جذب و حفظ نمود. هدف این پژوهش مطالعه مقایسه ای اولویت گذاری عناصر طراحی هویت برند مدرسان شریف بر اساس تکنیک AHP از دید طراحان نشان تجاری مبتنی بر نظریه آلینا ویلر با شناخت علامت تجاری مدرسان شریف از دید مشتریان مبتنی بر نظریه کلر می باشد تا اولا مقایسه ای بین اولویت گذاری عناصر هویت برند از دید طراحان و مشتریان صورت گیرد و سپس دیده شود مشتری ها (دانشجویان) با در نظر گرفتن آن عنصر(رنگ، تایپوگرافی، علامت برند، نام و شعار تبلیغاتی) به تنهایی، برایشان شناخت برند موسسه مدرسان شریف موجب می گردد و یا خیر؟ این پژوهش بر حسب هدف کاربردی، و از نظر نوع و نحوه گردآوری داده¬های توصیفی، از نوع پیمایشی است. همچنین در این پژوهش از روش نظرسنجی خبرگان و تکنیکAHP در قسمت اولویت گذاری طراحان استفاده شده است. این پژوهش دو جامعه آماری خواهد داشت که یکی طراحان و دیگری مشتریان مدرسان شریف(دانشجویان) می باشند. در جامعه طراحان خبره سنجی صورت گرفت که پرسشنامه مربوطه در میان 13 نفر از طراحان توزیع شد. این در حالی است که جامعه مشتریان مدرسان شریف یک جامعه نامحدود می باشد. که از روش طبقه ای تصادفی ساده برای نمونه¬گیری مشتریان(دانشجویان)به تعداد 251 نمونه شامل: دانشجویان فعلی استفاده کننده از خدمات موسسه مدرسان شریف و دانشجویان دانشگاه های منتخب استان قم استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که از یک سو در بین اولویت دهی عناصر طراحی هویت برند در بین طراحان و مشتریان (دانشجویان) اختلاف وجود دارد و از سوی دیگر در بین عناصر طراحی هویت برند، عنصر تایپوگرافی برند مدرسان شریف چندان نتوانسته است به تنهایی، موجب شناخت برند مدرسان شریف گردد. کلمات کلیدی: طراحی هویت برند ، شناخت برند ، تکنیک AHP
- Abstract
- Abstract: In a world replete with brand competitions, each and every opportunity should be exploited to create an image of a high-position company or product in customers' minds, to deliver the sense of a strong brand again and again to them, to understand their needs, to identify the points where the customers connect with the intended products or services, and finally, to create feeling magnets through "designing brand identity" to absorb and maintain the customers. The present research project aimed at a comparative study of brand designers’ prioritizing of the components of designing brand identity in Modaresane Sharif brand according to Alina Wheeler theory based on AHP procedure and Modaresane Sharif brand knowledge from the viewpoint of the customers based on Keller’s theory. Indeed, this study firstly seeks to compare designers’ and customers' prioritizing of brand identity components, and then, it intends to see if the customers (i.e. students) can identify Modaresane Sharif brand based on each of the components alone (i.e. color, typography, logo, trade name, and advertising slogans). Regarding the objectives, this study is an applied research project, and concerning the data type and collection method, is a descriptive survey. Besides, expert survey and AHP technique have been used in designers' prioritizing section. This study has two research populations, including Modaresane Sharif designers and customers (students). Concerning the designers’ population, expert survey was applied. To this end, 13 questionnaires were distributed among the designers. Contrarily, Modaresane Sharif customer population is an infinite community. For this latter population, simple stratified sampling was used to select 251 participants, including the present students of Modaresane Sharif institute as well as the students in the selected universities of the Qom province. Research findings revealed that there is a difference between designers’ and customers’ (students)