عنوان پایان‌نامه

نقش هنر در تربیت اخلاقی در اندیشه کانت و شیلر



    دانشجو در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ، به راهنمایی ، پایان نامه با عنوان "نقش هنر در تربیت اخلاقی در اندیشه کانت و شیلر" را دفاع نموده است.


    محل دفاع
    کتابخانه دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی شماره ثبت: 1536ع;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 45938
    تاریخ دفاع
    ۱۶ اسفند ۱۳۸۸

    کانت صریحا در هیچکدام از آثار خویش مطلبی در مورد رابطه ی هنر و تربیت اخلاقی بیان نکرده است اما با مرور اندیشه های زیباشناختی و مخصوصا مطالبی که پیرامون رابطه هنر و اخلاق بیان می کند می توان بنحوی میان هنر و تربیت اخلاقی رابطه برقرار ساخت. فرایند داوری آثار هنری شبیه فرایند داوری های اخلاقی است. زیرا در هر دوی این داوری ها موضوع اصلی احساسات آدمی است. از آنجایی که در داوری های هنری ما باید تمایلات و احساسات خود را کنار بگذاریم(خویشتن داری) و با احترام به دیگران (اجتماع پذیری) به داوری بپردازیم و از آنجایی که آثار هنری بنحو غیرمستقیم بیانگر ایده های عقلی و اخلاقی هنرمندند، پس می توان گفت در اندیشه ی کانت هنر می تواند بعنوان ابزاری موثر بصورت غیرمستقیم در جریان تربیت اخلاقی مفید واقع شود. شیلر برخلاف کانت شباهت میان حوزه ی هنر و اخلاق را نمی پذیرد بلکه معتقد است که هر دوی این حوزه ها، حوزه ی واحدی اند. تنها در فرایند پرداخت به حوزه ی هنر و بطور کلی زیبایی شناسی می توان به شخصیت یا منشی جامع و یکپارچه دست یافت(هماهنگی حس و عقل) و از آزادی کامل برخوردار شد. این آزادی کامل مقدمه انتخاب صحیح اخلاقی می باشد. پس هنر نمی تواند دارای استقلالی باشد که کانت از آن دم می زند. تنها هنری به معنای دقیق هنر است که انسان را اخلاقی بسازد. به همبن دلیل باید گفت تربیت زیباشناختی در اندیشه ی شیلر همان تربیت اخلاقی است.
    Abstract
    Kant doesn’t express anything about the relation of art with moral education explicitly in his works, but by reviewing his aesthetic, especially his discussions about the relation of art with morality; we can explain the relation of art with moral education in a way. The process of judging in the art is similar to this process in the ethics .Because in both process of judging the main subject is human sentiments. Since in the artistic judging we should release our inclinations and sentiments (Self control), and doing with respect to others(Sociability), and since artistic works express rational and moral ideas indirectly, thus we can say in Kant’s philosophy, art can be useful in the process of moral education. Unlike Kant, Schiller doesn’t accept the resemblance of art and morality areas, but he believes that these both areas are ones. Only in the process of engaging in the art’s area (and generally aesthetics area) we can have access to the whole character (the harmony of sense and reason) and we can be possessed of prefect freedom. This perfect freedom is prologue of correct moral selection. Thus the art cannot have the independency to which Kant believes it. Only that art which make human moral, in the strict sense is art. By this reason we should say that in Schiller’s philosophy aesthetics education is the moral education.