عنوان پایان‌نامه

ارزیابی کارکردهای توسعه فرهنگی در رسانه های جمعی افغانستان



    دانشجو در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ ، به راهنمایی ، پایان نامه با عنوان "ارزیابی کارکردهای توسعه فرهنگی در رسانه های جمعی افغانستان" را دفاع نموده است.


    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 63801;کتابخانه دانشکده علوم اجتماعی شماره ثبت: رس 4635
    تاریخ دفاع
    ۲۶ شهریور ۱۳۹۲
    دانشجو
    یوسف احمدی
    استاد راهنما
    علیرضا دهقان نیری

    در این مطالعه بر اساس این باور که توسعه فرهنگی بستر و زمین? توسعه را در ابعاد مختلف آن فراهم می‌کند و بدون توسع? فرهنگی، توسعه به صورت متوازن شکل نمی‌گیرد، سعی شده است که با استفاده از شاخص‌های مأخوذ از نظریات توسعه فرهنگی و ساختار‌های اجتماعی و فرهنگی افغانستان، رسانه‌های جمعی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد. استدلال محقق این است که یکی از راه‌های دسترسی به توسعه، استفاده از رسانه‌های جمعی است تا در پرتوی آن اندیشه‌های سازنده در جامعه بیدار شده و مشارکت اجتماعی را در فرآیند توسعه به دنبال داشته باشد. در واقع، با توجه به نظام رسانه‌ای افغانستان که در آن آزادی بیان و اندیشه بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و رسانه‌های غیردولتی در اوج فعالیت‌های خود قرار دارند، نویسند? این رساله به دنبال آن است تا دریابد که در چنین وضعیتی کارکرد رسانه‌های جمعی چقدر همسو با توسع? فرهنگی در کشور بوده است. بدین‌سان، از میان رسانه‌های جمعی، رسانه‌هایی که بیشترین مخاطب را در افغانستان دارند ـ همانند: شبکه‌های تلویزیونی، رادیویی و روزنامه‌ها مورد مطالعه قرار گرفته‌اند تا از این طریق به یکی از اهداف رساله نیز دست یابیم که به دنبال بیشترین کارکرد توسع? فرهنگی از میان این سه رسانه گروهی بوده است. مطالعه این رساله، براساس روش تحلیل محتوای کیفی استوار است که طی آن محقق را مجاز می‌داند تا مقوله‌های تحلیل را، از دل نظریه‌ها استخراج کند و از سوی دیگر، نظریات توسعه فرهنگی نیز این امکان را، به نگارنده داده است تا الگوی توسعه فرهنگی را مبتنی بر نیاز‌ها و اولویت‌های جامعه مورد مطالمعه بازشناسی و طراحی کند. از این رو، مقوله‌های تحلیل از دل نظریات توسعه فرهنگی و ساختار اجتماعی و فرهنگی افغانستان بدست آمدند. این مقوله‌ها کثرت‌گرایی فرهنگی، آزادی‌فرهنگی، تنوع‌فرهنگی، خلاقیت‌فرهنگی، انسجام‌اجتماعی، این مطالعه بر اساس این باور که توسعه فرهنگی بستر و زمین? توسعه را در ابعاد مختلف آن فراهم می‌کند و بدون توسع? فرهنگی، توسعه به صورت متوازن شکل نمی‌گیرد، سعی شده است که با استفاده از شاخص‌های مأخوذ از نظریات توسعه فرهنگی و ساختار‌های اجتماعی و فرهنگی افغانستان، رسانه‌های جمعی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد. استدلال محقق این است که یکی از راه‌های دسترسی به توسعه، استفاده از رسانه‌های جمعی است تا در پرتوی آن اندیشه‌های سازنده در جامعه بیدار شده و مشارکت اجتماعی را در فرآیند توسعه به دنبال داشته باشد. در واقع، با توجه به نظام رسانه‌ای افغانستان که در آن آزادی بیان و اندیشه بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و رسانه‌های غیردولتی در اوج فعالیت‌های خود قرار دارند، نویسند? این رساله به دنبال آن است تا دریابد که در چنین وضعیتی کارکرد رسانه‌های جمعی چقدر همسو با توسع? فرهنگی در کشور بوده است. بدین‌سان، از میان رسانه‌های جمعی، رسانه‌هایی که بیشترین مخاطب را در افغانستان دارند ـ همانند: شبکه‌های تلویزیونی، رادیویی و روزنامه‌ها مورد مطالعه قرار گرفته‌اند تا از این طریق به یکی از اهداف رساله نیز دست یابیم که به دنبال بیشترین کارکرد توسع? فرهنگی از میان این سه رسانه گروهی بوده است. مطالعه این رساله، براساس روش تحلیل محتوای کیفی استوار است که طی آن محقق را مجاز می‌داند تا مقوله‌های تحلیل را، از دل نظریه‌ها استخراج کند و از سوی دیگر، نظریات توسعه فرهنگی نیز این امکان را، به نگارنده داده است تا الگوی توسعه فرهنگی را مبتنی بر نیاز‌ها و اولویت‌های جامعه مورد مطالمعه بازشناسی و طراحی کند. از این رو، مقوله‌های تحلیل از دل نظریات توسعه فرهنگی و ساختار اجتماعی و فرهنگی افغانستان بدست آمدند. این مقوله‌ها کثرت‌گرایی فرهنگی، آزادی‌فرهنگی، تنوع‌فرهنگی، خلاقیت‌فرهنگی، انسجام‌اجتماعی، نفی‌اقتدار‌گرایی، نفی‌سیاست‌های قوم‌مدارانه و نفی‌خرافه‌پرستی را در بر می‌گیرند. این مقولات، برای تحلیل برنامه‌های مورد نظر از شبکه‌های تلویزیونی نگاه، تمدن، راه‌فردا، ملی و طلوع؛ شبکه رادیویی معرفت و افغانستان و مطالب روزنامه‌های آرمان‌ملی، اصلاح، سروش‌ملت، وحدت و 8 صبح مورد استفاده قرار گرفته‌اند. در کل، نویسند? این رساله به دنبال شناخت موانع و چالش‌های توسعه‌ای در افغانستان است و همینطور شناخت ویژگی‌ها و ظرفیت‌های توسعه فرهنگی در رسانه‌های جمعی کشور و شناخت عوامل و عناصری که نقش اساسی در هدایت توسعه فرهنگی از طریق رسانه‌ها دارند. در نهایت، نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که رسانه‌های جمعی افغانستان می‌توانند با استفاده از الگوی توسعه فرهنگی تغییراتی را در حوز? ادراکی، شناختی ارزش‌ها و گرایش‌هایی که مناسب‌ توسعه باشد، فراهم آورند و همچنین این رویکرد می‌تواند در جهت ارتقاء سطح فرهنگ کشور قدم بردارد که حاصل آن می‌تواند رشد ارزش‌های انسانی و فرهنگی برای تحقق همدلی بین گروه‌های قومی در راستای توسعه افغانستان باشد. واژگان کلیدی: توسعه فرهنگی، شاخص‌های توسعه فرهنگی، کارکرد رسانه‌ها، تحلیل محتوای کیفی و جامعه سنتی افغانستان.
    Abstract
    Abstract According to this belief that cultural development provides development basis and field in different dimensions and it doesn’t balance without cultural development, this study tried to use indices derived from cultural development theories and social and cultural structures of Afghanistan for studying mass media. This is because, one of the access ways to development, is to use mass media to arouse important thoughts in society and making an increase in social participation. In fact, as for mass media in Afghanistan in which freedom express and thought is considered more than before, and non governmental media operate in According to this belief that cultural development provides development basis and field in different dimensions and it doesn’t balance without cultural development, this study tried to use indices derived from cultural development theories and social and cultural structures of Afghanistan for studying mass media. This is because, one of the access ways to development, is to use mass media to arouse important thoughts in society and making an increase in social participation. In fact, as for mass media in Afghanistan in which freedom express and thought is considered more than before, and non governmental media operate in high level, thus this thesis is considered to show that how and to what extent the Afghan media are consistent to cultural development. Thus, among the current Afghan mass media, three more important ones, including TV, Radio and newspaper are focused to find one of the aims of this thesis that is fulfilling cultural development function. Methodologically, this thesis is done based on a qualitative content analysis in which researcher is obliged to extract conceptual categories from the cultural development theories. To put differently, theories of cultural development helped the writer to design and revise pattern of cultural development based on social needs and priorities. Therefore, analytical categories are derived from among of cultural development theories and cultural and social structures of Afghanistan which are: cultural majority, cultural freedom, cultural diversity, cultural creativity, social coherence, negation of Authoritarianism, negation of Ethnocentric polices and negation of superstition. The five first categories are based on cultural development theories and the last three ones are based on social and cultural structure of Afghanistan. These categories are used for analyzing programs from Negah, Tamadon, Rah e Farda, Melli and Tolo TV Networks and Marefat and Afghanistan radio networks and contents of Arman e Meli, Eslah, Soroush e Mellat, Vahdat and 8am newspapers. In total, this thesis is an attempt to identify barriers and development challenges in Afghanistan. Also, it is aimed, to indicate the cultural development specifications in mass media and the elements considered important in terms of cultural development. At last, the results of this study showed that Afghanistan mass media can develop using a pattern of cultural development in making changes in perception, recognition of values and trends. Also, this strategy promotes cultural development and its product is growth of human and cultural values for realization empathy between tribe groups regarding the total development of Afghanistan. Key words: Cultural development, Cultural Development Indicators, Media functions, Qualitative content analysis, Afghan traditional society.