بررسی رابطه یادگیری سازمانی خودکارآمدی عمومی و اشتیاق کاری در ادارات ورزش و جوانان استان گیلان
- رشته تحصیلی
- تربیت بدنی وعلوم ورزشی - مدیریت ورزشی
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- محل دفاع
- کتابخانه دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی شماره ثبت: 1081;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 63483
- تاریخ دفاع
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۲
- دانشجو
- صدیقه جمشیدی عینی
- استاد راهنما
- مهرزاد حمیدی
- چکیده
- هدف از این پژوهش بررسی رابطه یادگیری سازمانی با خودکارآمدی عمومی و اشتیاق کاری کارکنان در ادارات ورزش و جوانان استان گیلان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان گیلان در سال 1392 بودند (289 نفر) که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده، 159 نفر انتخاب شدند. دادهها بهوسیله پرسشنامه یادگیری سازمانی گومژ (2005)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی بندورا (2001) و پرسشنامه اشتیاقکاری شوفلی (2006) جمعآوری شد. روایی پرسشنامهها مورد تایید متخصصین قرار گرفت و پایایی آنها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (یادگیری سازمانی 91/0، خودکارآمدی عمومی 86/0 و اشتیاق کاری 91/0) محاسبه شد. دادههای این پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. در این پژوهش از آزمونهای همبستگی پیرسون جهت بررسی رابطهها و رگرسیون گام به گام به منظور پیشبینی استفاده شده است. بر اساس یافتههای پژوهش رابطه معنیداری بین یادگیری سازمانی (62/0=r) و خودکارآمدی عمومی، همچنین یادگیری سازمانی (57/0=r) و اشتیاق کاری کارکنان وجود دارد. نتایج رگرسیون گامبهگام نشان داد که از بین مولفههای یادگیری سازمانی، "انتقال ویکپارچه سازی دانش" قویترین متغیر در پیشبینی خودکارآمدی عمومی و اشتیاق کاری کارکنان است. هر چهار مولفه یادگیری سازمانی توانسته است 45% واریانس متغیر خودکارآمدی عمومی را تبیین کنند و سه متغیر (انتقال و یکپارچه سازی، تعهد مدیریت، فضای باز و آزمایشگری) یادگیری سازمانی نیز توانسته است 34% واریانس متغیر اشتیاق کاری را تبیین کنند؛ همچنین دید سیستمی در تبیین واریانس متغیر اشتیاق کاری نقش معنیداری نداشته است. با استفاده از نتایج حاصل از پژوهش، سازمانها میتوانند حرکتی سریعتر به سمت رشد و توسعه، یادگیری بهتر سازمانی، ایجاد تغییر و نگرش و افزایش اشتیاق کارکنان خود داشته باشند.
- Abstract
- The purpose of this research was study the relationship between organizational learning with self-efficacy and work engagement in Sports and Youth Offices of Guilan. Research method is descriptive and correlative. The statistical populations of this study are all Sports and Youth Offices in 2013. Of the 289-person, 159 subjects participated in the study were selected using simple random sampling. Data were collected using Gomez Questionnaire (2005), Bandura Questionnaire (2001) and Scaufeli Questionnaire. Its validity was confirmed by experts and their reliability was calculated using Cronbach's Alpha coefficient. The reliability of the questions which are related to organizational learning was 91/0, self-efficacy of 86/0 and work engagement 91/0. The data for this study were described and analyzed using SPSS software. In this study, Pearson correlation was used to assess the relation and stepwise regression to predict. The results showed a significant relationship between organizational learning (r=62/0) and general self-efficacy and organizational learning (r=57/0) and work engagement. Stepwise regression results showed that the components of organizational learning, Knowledge transfer and integration, strongest variable in predicting self-efficacy and work engagement. All four components of organizational learning has been able to explain 45% of the variance in self-efficacy and three variables (Transfer and integration, management commitment, openness) of organizational learning is also able to explain 34% of the variance in work engagement; also system thinking has no significant role in explaining the variance in work engagement. Using the results of the study can be moving faster towards development, better organization learning, change of attitude, increase their employee's engagement.