عنوان پایان‌نامه

تاثیر بهوشیاری و گروه درمانی خانواده محور بر کاهش ولع و تنظیم هیجان سوء مصرف کنندگان آمفتامین



    دانشجو در تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ، به راهنمایی ، پایان نامه با عنوان "تاثیر بهوشیاری و گروه درمانی خانواده محور بر کاهش ولع و تنظیم هیجان سوء مصرف کنندگان آمفتامین" را دفاع نموده است.


    رشته تحصیلی
    روانشناسی بالینِی
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    کتابخانه پردیس البرز شماره ثبت: 1396;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 80800;کتابخانه پردیس البرز شماره ثبت: 1396;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 80800
    تاریخ دفاع
    ۱۳ مهر ۱۳۹۵
    استاد راهنما
    علی اکبر ارجمندنیا

    هدف اصلی پژوهش حاضر، اثربخشی بهشیاری و گروه درمانی خانواده محور بر کاهش ولع و تنظیم هیجان در سوءمصرف کنندگان آمفتامین است. جامعه آماری این پژوهش، از بین مراجعه کنندگان به کلینیک پارس آریان در شهر کرج تشکیل شده است. نمونه موردی بررسی در این پژوهش 31 نفربود (16 نفر در جلسات بهشیاری و گروه درمانی خانواده محور شرکت نمودند و 15 نفر به عنوان گروه کنترل در لیست انتظار قرارگرفتند). در مرحله بعد میزان ولع مصرف و تنظیم هیجانی سنجیده شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و شاخصه تصویری سنجش شدت ولع مصرف آمفتامین (OCDUS) و پرسشنامه شناختی هیجان فرم ایرانی استفاده شد. پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی براساس اجرا میدانی و براساس شیوه جمع آوری اطلاعات شبه آزمایشی می باشد. داده های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری MANCOVA مورد بررسی قرار گرفت و به دنبال معنادار بودن فرضیه اصلی جهت بررسی جزیی تر تفاوت ها و تعیین وضعیت زمینه های فرعی، نمرات گروه ها توسط کوواریانس تک متغیری بررسی شد. یافته ها نشان داد که بهشیاری مبتنی بر شناخت درمانی و گروه درمانی خانواده محور بر کاهش ولع و تنظیم هیجان سوءمصرف کنندگان آمفتامین تاثیر معناداری دارد و معلوم شد متغیر مستقل تاثیر قابل توجهی بر متغیر وابسته داشته است. در بررسی جزیی تر تفاوت ها و تعیین وضعیت فرضیه های فرعی، نشانگر تایید فرضیه های فرعی به طور مجزا می باشد به عبارتی نتایج نشان داد اثربخشی بهشیاری و گروه درمانی خانواده محور موجب کاهش ولع و بهبود تنظیم هیجان می شود.
    Abstract
    This study aims to investigate the effectiveness of mindfulness and family-oriented group therapy for reduction craving and emotion regulation in Amphetamine drug abuser. The statistical community of this research includes the clients of Pars clinic in Karaj city, Iran. The sample includes 31 participants (16 participants in the mindfulness sessions and family-oriented group therapy, and 15 participants as control group in waiting list). The level of craving for usage and the emotion regulation were analyzed in the next phase. The data were collected through demographic interviews and visual indicator of the intensity of craving for amphetamine (OCDUS) and Iranian emotion regulation questionnaire. This study is based on applied goal and field performance and information was collected through semi-experimental. The data were analyzed through multivariate covariance analysis MANCOVA; and as the main hypothesis for investigation of the minor differences and identification of sub-areas was meaningful, the groups' scores were assessed by univariate covariance. The findings demonstrated that mindfulness based on cognitive behavior therapy and family-oriented group therapy had a meaningful effect on reduction of craving and emotion regulation of amphetamine drug abuser; it was found that independent variable influenced significantly the dependent variable. The investigation of the minor differences and positioning the sub-hypothesis demonstrated that sub-hypotheses were supported separately; in other words, the effectiveness of mindfulness and family-oriented group therapy lead to the reduction of voracity as well as to improvement of emotion regulation recovery. Key words: Mindfullness baised cognitive beahaviour theraphy, family-oriented group therapy, reduction of craving, emotion regulation, amphetamine