استفاده از رویکردپویایی سیستم جهت تحلیل سیاست گذاری های حفاظت منابع آب در مناطق خشک و نیمه خشک (مطالعه موردی:دشت کوهدشت)
- رشته تحصیلی
- مهندسی منابع طبیعی - -آبخیزداری
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- محل دفاع
- کتابخانه مرکزی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی شماره ثبت: 6999;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 75916;کتابخانه مرکزی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی شماره ثبت: 6999;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 75916
- تاریخ دفاع
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۴
- دانشجو
- مسلم برجی حسن گاویار
- استاد راهنما
- آرش ملکیان, علیرضا مقدم نیا
- چکیده
- منابع آب از مهمترین عوامل در سیستمهای اکولوژیکی و اجتماعی – اقتصادی به شمار میروند. با توسعه اقتصادی و رشد جمعیت، تقاضا برای منابع آب به شدت افزایش یافته است و با افزایش تقاضا و تشدید رقابت بین کاربران آب، کمبود آب به شیوههای مختلفی نمود پیدا کرده است. درک آسیب پذیری جهت تدوین سیاستهای مدیریت یکپارچه منابع آب مهم میباشد و پایهای برای تصمیم گیران جهت اولویتبندی فعالیتهای بخصوص و بهبود آسیب پذیری، میباشد. به منظور فراهم کردن مدیریت یکپارچه منابع آب و تفسیر مناسب وقایع، ما نیازمند به دادههای مختلف از بخشهای گوناگون اقتصادی، هیدرولوژیکی و زیست محیطی در کنارهم میباشیم. هدف اصلی از تحقیق حاضر ارائه یک روش شناسی برای ارزیابی جامع سیستمهای اقتصادی – اجتماعی و اکولوژیکی به منظور حفاظت از منابع آب در دشت کوهدشت میباشد. بطور کلی، این تحقیق شامل ارزیابی نظرات ذینفعان و ذیمدخلان، ریشهیابی مسائل با چارچوب تحلیلی DPSIR و مدلسازی دینامیکی در محدوده مطالعاتی میباشد، که در هفت مرحله انجام شده است. سیاستهایی کنترل توسعه سطح زیر کشت از طریق شاخص تنش منبع و بهرهوری اقتصادی در کنار عدم وجود سیاست بخصوصی (به ترتیب سیاست 1، 2 و صفر)، تحت سناریویهای اقلیمی ترسالی، خشکسالی و نرمال و سناریو تغییر الگوی کشت (کاهش 10 درصدی سطح زیرکشت محصول چغندرقند در دشت) و عدم تغییر سطح زیرکشت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که، در شرایط ترسالی، چه با تغییر سطح زیرکشت یا عدم تغیر سطح زیرکشت، حجم آب موجود در آبخوان بصورت معنی داری افزایش خواهد یافت. همچنین، با بکارگیری سناریو کاهش سطح زیرکشت چغندرقند، و سیاست شاخص تنش منبع، متوسط حجم آب در آبخوان زیاد شده است. در شرایط خشکسالی، تحت سناریوی عدم تغییر سطح زیرکشت، تفاوت ملموسی بین سیاست یک، دو و صفر وجود ندارد. اما با این وجود، سیاست یک و سپس سیاست دو، روند کاهش حجم آبخوان را میتوانند به تاخیر بیاندازد. در سناریو خشکسالی و کاهش سطح زیرکشت، سیاست صفر بدترین حالت ممکن را برای آبخوان رقم خواهد زد؛ با این وجود، سیاست دو میتواند علاوه بر بهبود شرایط در سالهای اول باعث تاخیر روند کاهشی حجم آبخوان در آتی شود. در صورت وجود شرایط نرمال اقلیمی و عدم کاهش سطح زیرکشت، تفاوت چندانی بین نتایج سیاستهای یک و دو وجود نخواهد داشت. اما در این شرایط اعمال یکی از این دو سیاست نتایج بهتری نسبت به عدم اعمال سیاست بخصوصی به دنبال داشته است. با این حال، در سناریوی نرمال اقلیمی و کاهش سطح زیر کشت، سیاستهای مختلف نتایجی نزدیک به هم رقم زدهاند.
- Abstract
- Water resources are of the most important factors in ecological and socio-economic systems. With economic development and population growth, demand for water resources has intensively increased and by increasing demand and intensifying competition among water users, water scarcity is reflected in various ways. Understanding vulnerability is important to develop integrated water resources management policies and is basis for decision-makers to prioritize certain activities and improve vulnerability. In order to provide integrated water resources management and the proper interpretation of events, we need to set of data for various sectors of economic, environmental and hydrological together. The main objective of this study is to represent a methodology for integrated evaluation of socio-economic and ecological systems in order to protect the water resources in Kuhdasht plain located in Lorestan province. Generally, this research includes evaluating the beneficiaries’ and stakeholders’ opinions, the derivation of issues with DPSIR analytical framework and dynamic modeling in the study area that has been done in seven steps. Development control policies of area under cultivation were evaluated through resource stress index (RSI) and resource economic productivity index (REPI) beside the absence of specific policy (policies No. 1, 2 and zero, respectively), under the climate scenarios of wet year, drought, normal and crop pattern change scenarios (10% reduction in area under cultivation of sugar beet in this plain) and without change of the area under cultivation. The results showed that in wet year conditions, whether with change or without change of the area under cultivation, volume of available water of aquifer will significantly improve. Also, average volume of aquifer water has increased by employing the scenario of sugar beet cultivated area reduction and the policy of resource stress index. In drought conditions, under the scenario of lack of change in the area under cultivation, there is not tangible difference between the policies No.1, 2 and zero. But nevertheless, policy No.1 and then policy No.2 can delay the decreasing trend of the aquifer volume. Under the scenario of drought and reduction of cultivation area, policy zero will cause the worst possible situation for the aquifer. However, policy No.2 can cause delay in the decreasing trend of the aquifer volume in the future, in addition to the improvement of the conditions in the first years. In case of existence of normal climate conditions and the reduction of cultivated area, there will not be much difference between the results of the policies No.1 and 2. But in these circumstances, the enforcing one of these two policies, will lead to the better results than the absence of specific policy. However, under the scenario of climate normal and reduction of the area under cultivation, different policies present the close results. Keywords: Groundwater Resources, System Dynamics, DPSIR , Holistic approach, Kuhdasht Plain