عنوان پایاننامه
بررسی تطبیقی حق مشارکت سیاسی در اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق اساسی ایران
- رشته تحصیلی
- حقوق بشر
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- محل دفاع
- کتابخانه دانشکده حقوق و علوم سیاسی شماره ثبت: LP2366;کتابخانه مرکزی -تالار اطلاع رسانی شماره ثبت: 40957
- تاریخ دفاع
- ۲۲ دی ۱۳۸۷
- دانشجو
- محسن خاکزادشاهاندشتی
- استاد راهنما
- عباسعلی کدخدائی الیادرانی
- چکیده
- امروزه دموکراسی و جمهوریت در نزد بسیاری از نظریهپردازان حوزه فلسفه و علوم سیاسی و در جوامع مختلف انسانی به عنوان مطلوبترین نظام سیاسی به شمار میآید که برای برپایی آن جنبشهای سیاسی متعددی در مناطق مختلف شکل گرفته و برخی نیز بصورت انقلاب و برخی دیگر به شکل فرایندهای اصلاح طلبانه به پیروزی رسیده و توانستهاند نظام سیاسی مردمسالار را برپا نمایند. حاکمیت مردم که یکی از ارکان اساسی این نظریه را تشکیل میدهد جز از طریق مداخله آنها در فرایند تصمیم سازی و اعمال قدرت میسر نخواهد بود. این مداخله در جامعه سیاسی به واسطه انتخاب مسئولین و نخبگان حاکم توسط مردم و نظارت مستمر بر آنها محقق میشود. مبنای مردمسالاری را مشارکت سیاسی مردم شکل میدهد و کمیت و کیفیت مشارکت آحاد جامعه در فرایند کسب قدرت و تصمیم سازی معیاری برای تقسیمبندی نظامهای سیاسیتلقی میشود. میل و علاقه انسان که موجودی فطرتاً اجتماعی است، به دخیل بودن درسرنوشت اجتماعیاش نیز از ویژگیهای ذاتی انسان به شمار میآید. حاکمیت انسان بر سرنوشتاجتماعی یکی از اولین دغدغههای او پس از ورود به جامعه بوده است که در گذر زمان ابعاد وپیچیدگیهای تازهای پیدا کرده است. ماحصل شکلگیری مفهوم مشارکت سیاسی در گذر تاریخ و در اندیشه متفکرین جوامع انسانی بدین معنی است که مردم در امور کلی جامعه، سیاست،حکومت و مدیریت نظام سیاسی نقش مستقیم داشته باشند. از طرفی دیگر امروزه مسئله حقوقبشر، یک مسئله عام و فراگیر شده است و کمتر روزی را میتوان یافت که در رسانههای جمعی،مطبوعات و حتی گفتگوهای روزمره حرفی از حقوق بشر در میان نباشد. رهبران کشورها،سازمانهای بین المللی و رسانههای جمعی مدام صحبت ازحقوق بشر و نقض آن دارند. حقوقبشر آن حقوقی است که هر انسانی از آن جهت که انسان است و نه به دلیل ویژگی یا موقعیتخاص از آن برخوردار است. این حقوق عرصههای گوناگونی و شاید بتوان گفت که تمامی زندگیانسانی را در برمیگیرند. امروزه حقوق و آزادیهای اساسی همچون حق حیات، حق آزادیاندیشه و بیان، برابری در پیشگاه قانون و... در زمره حقوق بشر به شمار میروند. حق مشارکتسیاسی نیز که موضوع این پژوهش است در زمره بنیادیترین و مهمترین این حقوق بشریمیباشد. اسناد بینالمللی حقوق بشری جنبههای گوناگون این حق را شامل: حق مشارکت درحکومت و اداره عمومی، حق داشتن حکومت دموکراتیک، حق رأی دادن، انتخاب کردن وانتخاب شدن، حق دسترسی مساوی به خدمات عمومی و... را مورد حمایت قرار دادهاند. لذاحق مشارکت سیاسی در زمره فهرستهای اصلی و اولیه حقوق بشر قرار میگیرد و اسناد حقوقبشری از آن حمایت میکنند. براین اساس حق مشارکت سیاسی متعلق به همه آحاد یک جامعهاست و همه افراد در زمینه حقوق مشارکت سیاسی و تعیین سرنوشت خود محق هستند و بردولتها و نظامهای حاکمه است که این حقوق را به رسمیت بشناسند و در راستای تحقق آن برایهمه شهروندان بدون هر گونه تبعیضی تلاش نمایند. هر چند پیشبرد و تعالی موازین حقوق بشردر منشور سازمان ملل متحد به عنوان اهداف این سازمان قید گردیده ولی تعهد واقعی و اساسینسبت به پیشبرد حقوق بشر و بیان مقررات و حقوق بنیادین شناخته شده برای افراد بشر باتصویب و انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر بروز پیدا کرده است. در ماده 21 اعلامیه جهانیحقوق بشر با شناسایی حق مشارکت سیاسی برای افراد بشر و تعیین استانداردهای لازم برایاعمال این حق آورده شده است. هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود خواه مستقیماً و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جوید. «هر کس حقدارد با تساوی شرایط به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید. اساس و منشاء قدرت حکومت،اراده مردم است. این اراده باید به وسیله انتخاباتی برگزار گردد که از روی صداقت و به طورادواری صورت پذیرد. انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رأی مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رأی را تأمین کند». اگر چه اعلامیه جهانی حقوق بشرطیقطعنامه مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد صادر شده و در نگاه اول جنبه توصیهای داردولی به لحاظ اینکه مورد قبول اکثریت دولتها قرار گرفته است دارای وضعیت حقوق بینالمللعرفی میباشد. کانون توجه در ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر در بیان حق افراد بشر برایانتخاب کردن، انتخاب شدن و بطور کلی مشارکت در امور سیاسی جامعه، تأکید بر اراده مردماست که از راه انجام انتخابات به نحوی که اصل آزادی رأی را تأمین کند ابراز میگردد.
- Abstract
- Nowdays the problem of human rights has been a general and exhaustiveh problem. Humon rights are the rights which each person enjoys it on account of being human and not because of ony special situation or characteristic. These rights encompass various areas and perhaps it can be said that they surround the entire human life. The right of political participation is amony the most fundamental and important problems of human rights. Universal Declaration of Human Rights at the 27" article have supported the various aspects of this right including the right of participation at the public government and managemant having the right of democratic government the right of voting electing and being elected the right of having equal access to have also exerted particular care to enforcement of the right of people's participation at social and political affairs in the constitutional law and common laws and at various principles of the constitutional law and itsh foreword has been emphsized on the importance of people's will in advancing the affairs of society at different social cultural political areas the essential purpose and main focus of this research is comparative investigation of the right of political Participation at Universal Declaration of Human Rights against Iran's constitutional rights. Comparative and analytic investigation about the subject of research indicates best that viewpoint of Iran's constitional rights to the monnerofh enforcement of political participation right conforms to inserted standards greatly at Universal Declaraiton of Human Righths Description of political gorernment as a republic which is based on people's exhaustive and wide participation in public affairs through elections and referendum including assignment of leader by khobregan elected by people, presidential election parliamentary election local council election which all are carried out directly or indirectly by people's vote forms legal foundations of political participation in Islamc Republic of Iran But based on this belief that the origin of rulership is God and He has made human have control over his fate and based on this be life that access to some political and legal authorities according to canon of Siite needs to acheire specified religious conditions is different from the manner of viewpoint of Universal Declaration of Human Rights that is the guarantee for this belief which the origin of access to public and political occupations This difference reveals the necessity for conformity of vales of human rightsh with religios and cultural criteria of nations which in a reciprocal relationship leads to growth and promotion of the fundamental principles of human rights and proteciton and guarding of cultural and religious standards of nations.